مرا از دورهـــــــــــــا می بوســـــــــــی
و فاصلــــــــــــه شکســــــــــــــت می خورد
زمـــــــــــان و مکــــــــــــان هیچکــــــــــــاره اند
وقتی قلبــــــــــــــهایمان
به عشــــــــــق هم می تپـــــــــــــــد
به کاغَذهایِ مُچاله قول داده ام ،
بَر بالشی که دور اَز توست ،
گِریه کُنم ...
نه بَر شانه ی شِعری ؛
که سینه ام را دَریده اَست ...
دلم باران میخواهد
فقط باران
بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم
وبعد هم توبنشینی کنارمن
وهردو باهم قطره های باران رابشماریم
یک...
دو...
سه...
وبعد اصلا یادمان برود که همه اینها فقط یک خیال ست...
تو...باران...من...
همه اینها خیال است؟؟؟؟؟
کوک میکنم چشمانم راروی آمدنت...
نمی آیی ومن برای همیشه خواب میمانم!
مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن ...
ﺑـﯽ ﺭﺣﻤـــﯽ ﺑــﺰﺭﮔــﯿــﻪ????
ﮐــﻪ ﺭﻭﺯﮔـــــــﺎﺭ
ﺍﺟـﺎﺯﻩ ﺩﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷـﺘـﻦ ﻭ ﺧﻮﺍﺳــﺘــﻦ
ﯾــﮑــﯽ ﺭﻭ ﺑــﻬـﺖ ﺑـﺪﻩ
ﺍﻣـﺎ ﺍﺟـﺎﺯﻩ ﺩﺍﺷـﺘـﻨـﺶ ﺭﻭ ﻧـــــــﻪ !
من دوست داشتنم را هم
بروز رسانى ميكنم!
"تو" را،
هر روز،
جورِ ديگرى بايد دوست داشت...
یادمـ ـ اســـتـ ـ ـ
آنـ وقتـ ها
از دور
بی هیچ حرفیـ...
هیچ عطریـــــــــــ
اغوشیـــــ...
یا حتی بوسه ای!
تنها دوستت داشتم...
حال که میخواهیی بروی ..
پسـ منـ چهـ کنم با اینـ همه وابستگیـ؟
گفتند
تنهایتت گذاشتهـ!
ازدواج کردهـ
دیگر نمیخواهدت!
چرا خودت را دیونه کردهـ ای؟
امآ من کهـ دیوانهـ ام!
اینـ حرف هآ سرم نمیشود!
دیوانه ام ....
حتی همسرش را هم دوست دارم!
این تاپیک دیگه شلوغ شده
لطفا دیگه اینجا چیزی ارسال نکنین
+تاپیک جدید:
به زودی...